Journalist.Ir - بيوگرافي دكتر مجيد تهرانيان 
Home
برگ نخست

کتابخانه 

مقالات

تماس با ما
منو اصلی
 صفحه اصلی

 اخبار
 موضوعات
 آرشیو مطالب
 آرشیو ردیفی اخبار
 پیوند
 لینکستان
 ضمیمه ها
 مقالات
 مطالب آموزشی
 کتابخانه علوم ارتباطات
 ارسال مقاله
 بخش حقوقی
 چهره های ماندگار
 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 جستجو
 درباره ما
 تماس با ما


جستجو




10 مقاله اخیر سایت


درست نويسی



عناوین خبری OJR
· Just a moment...
DDoS protection by Cloudflare
Ray ID: 48b4d7da74bec2f6
" target="new">Just a moment...


ادامه متن ...


انجمن درمانگران ايران
·شلاق «طناب‌زنی» بر چربی‌های اضافه و دیابت!
·تولید گوجه‌فرنگی "ضدپیری"!
·لیزر موهای زائد
· ایجاد هوشیاری در بیماران نباتی
· اطلاعاتی لازم در باره کاشت یا پیوند طبیعی م
· دانستني‌هايي درباره هپاتيت
·درد مفصل فکی‌-گیجگاهی
· رستوران، تهدید یا فرصت؟
·صدساله‌های کره زمین
·سکته مغزی قابل‌پیشگیری است

ادامه متن ...


نظرسنجی
نظر شما نسبت به این سایت چیست؟

فوق العاده
خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 1151


منابع آزمون کارشناسی ارشد



لوگو Journalist.Ir

براي حمايت از سايت لوگوي سايت را در سايت خود قرار دهيد



آمار سایت
تعداد صفحات بازدید شده
2973948
بار از تاریخ اول تيرماه 1384


بيوگرافي دكتر مجيد تهرانيان
چهره های ماندگار

از جاده ابريشم عبور كرده است . نقطه به نقطه ، همان راهى را رفته كه سال ها پيش «ماركوپولو» از آن گذر كرده بود. اين بار ، در جهت مخالف . از چين به ايران . به جست و جوى ارتباط فرهنگ هاى حاشيه اين جاده.



مسافرجاده ابريشم

تهرانيان 1.jpg

پروفسور مجيد تهرانيان

متولد ۱۳۱۷ مشهد

دانش آموخته دانشگاه هاروارد در رشته مطالعات خاورميانه ، مقطع كارشناسى ارشد

فارغ التحصيل مقطع دكتراى اقتصاد سياسى از دانشگاه هاروارد

استاد فعلى رئيس واحد ارتباطات بين الملل دانشگاه هاوايى آمريكا

پايه گذار پژوهشكده علوم ارتباطات و توسعه وابسته به راديو و تلويزيون ايران

رئيس مؤسسه مطالعات و تحقيقات صلح جهانى «تودا »

سردبير نشريه «صلح و تدبير» تودا

كارشناس برنامه ريز ارتباطات يونسكو در پاريس ، ۱۳۶۰

دريافت كننده جايزه علمى دانشگاه هاروارد ، ۱۳۷۴

استاد مهمان دانشگاه امام صادق (ع) ، ۱۳۷۶

استاد دانشگاه مهمان دانشگاه هاى كانادا ، انگلستان ، روسيه و آمريكا

مؤلف بيش از ۱۰ كتاب و ۱۰۰ مقاله علمى

برنده جايزه نشان عالى لياقت و دكتراى افتخارى دانشگاه «سوكا» ژاپن

ندا دهقانى: از جاده ابريشم عبور كرده است . نقطه به نقطه ، همان راهى را رفته كه سال ها پيش «ماركوپولو» از آن گذر كرده بود. اين بار ، در جهت مخالف . از چين به ايران . به جست و جوى ارتباط فرهنگ هاى حاشيه اين جاده .

ماركوپولو نبوده اما اطلس جغرافياى مدرن جهان ، او را رسانده به آن سر دنيا. نقطه اى دور . آنقدر كه بايد روى نقشه ، با چشم يك دقيقه دنبالش گشت تا رسيد به «هاوايى» و دانشگاه آن. جايى كه مجيد تهرانيان پشت صندلى رئيس واحد ارتباطات آن نشسته است. آرزوهايش اما ۱۲ ساعت فاصله دارد با وطن اش. ناراضى نيست از اين دورى هرچند ايران در فرهنگ لغات او ، معنى ديگرى دارد. آن قدر هست كه بخواهد بازگردد و استاد يكى از دانشگاه هاى آن باشد . نخواسته اند از او هنوز . اگر خواسته بودند شايد ، اكنون فاصله اش كمتر از اينها بود كه دلتنگى هايش را گاهى شعر كند به فاصله ۱۲ ساعت و يك وجب اقيانوس آبى روى نقشه ...

گاهى خواسته اند و او باز گشته. بعد سالها ، دانشجويان ايرانى صدايش را شنيده اند در دانشگاه امام صادق ( ع). صداى استادى را كه مى گويند ، در اين رشته جزو برترين هاى دنياست و نام دانشمندان ايرانى را در صدر نشانده.اندازه اى معروف است كه در نشست هاى جهانى ، او را با نام كوچك مى خوانند وقتى مى خواهند صدايش كنند. آنطور كه دكتر مهدى محسنيان راد مى گويد. ارتباطات نخوانده اما نقل قول استادان داخلى است . مثال هاى كلاس توسعه ارتباطات دكتر هادى خانيكى به تهرانيان و كتابهاى ترجمه شده و نشده او مى رسد . علاقه بوده شايد كه از رشته اقتصاد سياسى به ارتباطات كشيده شده. يا ضرورت زمان . اينگونه توضيح اش مى دهد : « وقتى بعد از پايان تحصيلات به ايران برگشتم و در سازمان برنامه مشغول به كار شدم ، چيزهاى مهم ترى را فهميدم. اينكه نقش رسانه ها ، كتاب ، مجله ، فيلم و ... چه اندازه در توسعه اجتماعى مؤثر است. اين بود كه مطالعاتم روى موضوع ارتباطات توسعه متمركز شد. » واين مطالعات ادامه يافت تا نتيجه تحقيق مهمى كه سالهاى قبل از انقلاب منتشر شد و به مذاق خيلى ها مثل «ساواك» خوش نيامد. ريشه مطالعه از سازمان مديريت صنعتى شروع شد و طرح مطالعاتى كه محورش ، شناخت نقش و مسائل راديو و تلويزيون در توسعه ملى ايران است. دو كنفرانس بين المللى هم نتيجه ادامه اين فعاليت بود كه يكى از آنها به نام «كنفرانس شيراز» معروف شد . محققان دعوت شده به آن همايش ، ديدگاه هايى را مطرح كردند كه نسبت به نظريات رايج آن دوره ، از زمان خود جلو تر بود به همين خاطر كتاب همايش شيراز منبع مهمى براى دانشجويان و محققان ارتباطات توسعه در ايران شد. نسخه انگليسى كتاب را هم جاهاى ديگر توزيع كردند اما مهم ترين دستاورد مطالعات آن سالهاى پروفسور تهرانيان براى خيلى ها باوركردنى نبود. نتايجى كه خبر از وقوع اتفاقى غير منتظره در ايران مى داد بدون آنكه آن سالها حرفى از انقلاب در مجامع علنى مطرح شود. وقوع اتفاقى بزرگ ، رويدادى بود كه در همايش شيراز پيش بينى و مطرح شد . پروفسور تهرانيان ، در آن سالها ، اينطور مطرح كرد كه جريان و تفكرهاى مذهبى بيش از هر جريان ديگرى در ايران اوج گرفته و اين توسعه ، در نهايت به اتفاقى منجر خواهد شد كه اوايل دهه پنجاه براى خيلى از نزديكان حكومتى اين تحقيق چندان خوشايند نبود. توجه به ارتباطات ، افزايش تيراژ مجلات ، نشريات و كتاب هاى مذهبى ، مصاحبه هاى مختلف با دانشجويان و سياستگذاران فرهنگى ، او رابه اين نتيجه مسلم رساند . پيگيرى و فعاليت روى دستاوردهاى همايش شيراز به تأسيس پژوهشكده علوم ارتباطى و توسعه رسيد كه هرچند مستقل اما به راديو و تلويزيون نزديك بود. اين نزديكى به دولت ، پس از انقلاب به چشم بسيارى ، نكته اى خوشايند نيامد هرچند دولتمردان پيش از انقلاب هم با نتايج تحقيقات بى طرف و علمى گروه مطالعاتى تهرانيان چندان مهربان نبودند. اما فاصله ۲۸ ساله تهرانيان از اينجا ، هنوز از ياد بسيارى نبرده كه نخستين بار ، او مباحث توسعه اى ارتباطات را در برنامه پنج ساله توسعه اواخر دهه پنجاه گنجاند. عمر اين برنامه به اجرا نكشيد اما وقتى در چهارمين برنامه توسعه پس از انقلاب ، ارتباطات ، اطلاعات و دانايى محور شد ، آنانى هم كه نام تهرانيان را از ياد برده بودند ، پس از سه دهه ، در خاطر، تأثير مطالعات اش را مرور كردند. در برنامه پنج ساله پنجم قرار بود نوشته شود كه دنيا به سمت جامعه اطلاعاتى يا چيزى شبيه اين پيش مى رود. شاهدش هم اقتصاد آمريكا و اروپا كه سرمايه اش بر محور اطلاعات مشغول شكل گيرى است. چيزهايى را كه تهرانيان آن سو ديده بود ، آورده بود ايران . اينكه ما چه طور نزديك شويم به اين جامعه اطلاعاتى. محورهايى كه پس از اين همه سال ، امروز در اجلاس سران جامعه اطلاعاتى مطرح مى شود. محورهايى كه آن روزها در كش و قوس درگيرى هاى سياسى محو شد اما به خاطر خيلى ها ماند تا امروز .

صلح با لهجه ايرانى

ماركوپولو كه نبوده ، اما مسير ابريشم او را تجربه كرده است. اين بار براى صلح و گفت و گو. چندين كتاب مهم درباره ارتباطات نوشته و حالا دلش مى خواهد كمى براى دلش باشد . براى چيزهايى كه از كودكى در وجودش مانده. از مشهد. وقتى هواپيماهاى روسى از بالاى حرم امام مى گذشتند و سايه صداهايشان مى افتاد روى چادر سياه مادرش. مى ماند آن زير تا رفتن صدا ها و سكوت. فكر مى كرد آن زير امن تر است. خودش اينها را تعريف مى كند ، با صدايى كه از اينجا هشت هزاركيلومتر فاصله دارد. چندساله بود وقتى جنگ جهانى دامنه اش به خراسان رسيد و شمال آن . صحنه هاى بمباران آن روزها هنوز در خاطرش زنده است ، با كيفيت و وضوح و همان صداهاى بلند. وقتى ضريح امام رضا ( ع) هم از اين بمب ها صدمه ديد. مى ماند زير چادر مادر تا سكوت . سكوت صلحى كه در جاده ابريشم دنبالش گشته. ۱۳ سال پيش ، از توكيو راه افتاد تا پكن ، آلماآتى ، دوشنبه ، سمرقند ، بخارا ، عشق آباد ، باكو و رسيد به تهران. عكس مسير ماركوپولو. چون «ابريشم» برايش تنها راه تجارت نبوده ، اسلام از اين جاده گسترده شده و به جنوب شرقى آسيا رسيده . اسلام را گفت و گو گسترش داده تا شرق ، آن سوى آسيا. گفت و گويى كه خاتمى در سازمان ملل مطرح كرد. خاتمى را با تأكيد مى گويد به نشانه انگيزه براى نوشتن كتاب جديدش درباره تمدن و گسترش اسلام در راستاى جاده ابريشم كه قرار است دكتر على دهباشى آن را به فارسى بازگرداند. با ژاپنى ها زياد همكارى كرده است ، در مؤسسه بين المللى صلح «تودا». علاقه اش به صلح از همان كودكى شكل گرفت تا بعد از ديدار با «گاندى». با گاندى كه آشنا شد ، عزم اش را جمع كرد براى ايجاد يك پژوهشكده صلح در دانشگاه هاوايى. دوستانى كه در ژاپن داشت سراغش آمدند تا اداره مؤسسه تودا را به او بسپارند : « گفتند شما اينجا را اداره كنيد چون نه بودايى هستيد نه ژاپنى. عضو انجمن ما هم كه نيستيد.» كمى زبان ژاپنى مى داند و كمى هم عربى. ديدارش در ژاپن با« ايكيدا» صلح طلب به شعرعرفانى و صوفيانه ايران مى رسد . به مولانا و حافظ. ايكيدا شاعران ايران را مى شناسد و اين مجيد تهرانيان را سر ذوق مى آورد كه شعرى بگويد براى او. به يكى از شعرهاى مولانا اشاره مى كند و اينكه آدم هاى يك زبان ممكن است هيچ وقت حرف همديگر را نفهمند اما ....

تهرانيان ، حرف ايكيدا را خوب مى فهميد . نقطه مشترك دو انسان غيرهم زبان صلح بود و صلح هم زبان رسمى ندارد. بهترين گزينه بود شايد براى اداره مؤسسه اى كه باعلاقه در آن فعاليت كند. سياسى هم كه نبود : « سال ها قبل سياست را بوسيدم گذاشتم كنار. حتى چند پست سياسى هم به من پيشنهاد شد قبل از انقلاب. اما رد كردم. كار من تحقيق و تدريس است نه سياست.» نخواسته بود كه سياسى بماند وگرنه سال ۱۳۵۳ ، نام او در رأس يكى از نهادهاى حكومتى ثبت مى شد .

سياسى نيست اما نقطه نظرات سياسى او درباره دمكراسى ، توسعه سياسى و جهانى شدن ، لابه لاى كتاب هايش نوشته شده . مى گويد ، «دمكراسى فرودگاه نيست كه در آن پايين بياييم و به مقصد برسيم. دمكراسى يك فرآيند است كه ايده آلى ندارد. هر لحظه كه دولت ها فكر كنند به آن دست يافته اند ، بيشتر از آن دور مى شوند.» به اعتقادش ، «حكومت هاى تك محورى با قدرت از بالا به پايين ، شكاف فقرا و اغنيا را افزايش مى دهند.» جوان تر كه بود اينطور فكر نمى كرد. دلش مى خواست قدرتى باشد براى تعديل فقر و توزيع عادلانه ثروت. اما بزرگ تر كه شد ، ديد ، هر حكومتى كه خواسته به اين هدف برسد ، با دخالت در بازار ، تعادل ثروت را بيشتر به هم زده است. براى همين در كشورهايى كه دولت قدرت بيشتر دارد ، فقر اقتصادى هم آشكار تر است. نظرات توسعه او ، هنوز لابه لاى حرف هاى استادان ، در ايران تكرار مى شود. دكتر خانيكى توجه خاصى دارد به آنچه تهرانيان در كتاب هايش گفته است. به اعتقاد او ، نگاه بين رشته اى و تسلط او در حوزه اجرا و تئورى ، باعث شده نظريات ارائه شده او جامع و قابل تأمل باشد .

مى گويد : « مطالعات دكتر تهرانيان در يك عرصه محدود نمى ماند . آزادانه از يك متن علمى تا يك قطعه ادبى يا رهيافت جدى نظرى استفاده مى كند . اين توانايى فهم ارتباطى اوست كه از خود دانش تخصصى مفيد تر است .»

خانيكى قدرت واژه سازى او را «خوش قلمى» تعبير مى كند :« نگاه كنيد به ارجاع هايى كه در مقالات علمى به مطالب او مى شود. آن وقت مى فهميد به عنوان يك ايرانى صاحب نظر در عرصه علمى و نظرى بين المللى چه جايگاهى دارد.» اما مهم ترين ويژگى او ازنظر خانيكى ، واقع گرايى اش در بررسى موانع توسعه ايران است و تاكيدى كه تهرانيان بر نقش ارتباطات در توسعه دارد .

با اين همه تأثيرگذارى چرا از ايران رفت؟ سال ۱۳۵۶ دعوت نامه اى از دانشگاه آكسفورد به دست تهرانيان مى رسد. پاييز بعد دعوت را قبول مى كند تا هجرت چند ساله اش شروع شود. بعد از انقلاب باز بر مى گردد. براى دوره هاى كوتاه مدت و چند همايش برگزار شده. سال ها قبل هم به خاطر تحصيل ، از وطن دور ماند كه ۱۳۵۰ دوباره بازگشت. با اينكه فكر مى كرد به خاطر فعاليت در كنفدراسيون دانشجويان مقيم آمريكا توسط ساواك دستگير شود. چند مدتى هم زندان بود اما بازگشت و تا ۱۳۵۷ ماند .

چرا رفتيد؟ چرا برگشتيد؟ تب وطن ، وطن ، وطن. سه بار مى گويدش تا همان طور نوشته شود . بى هيچ حذف و اضافه. اما براى تلخى هاى صداى مرد آن سوى سيم هاى هشت هزاركيلومترى ، واژه معادل وجود ندارد. سال هاى ۵۰ تا ۱۳۵۷ ، سال هاى رفت و آمد در خيابان هاى تهران ، برايش شيرين ترين و پربارترين سال هاى عمر بوده. نمى تواند فراموش كند. از يادش نمى رود اين چيزها را كه در دلش نشسته است. تاريخ او را كشانده آنجا : « تاريخ دست من و شما نيست كه تغييرش بدهيم .»

به انتظار انتهاى جاده

شعر هم مى گويد. تنهايى و دورى هايش از وطن مى نشيند روى كاغذ. با ارادت خاص به مولانا. شاعرى كه هميشه مسافر بوده. تلخى هاى دورى اش را تنها با شعر مى نويسد. ماركوپولو نبوده ، اما راه ابريشم او را رفته. نقطه به نقطه . تا امروز پس از ۶۸ سال زندگى ، با اطمينان بگويد كه مهم ترين چيز در دنيا صلح است و گفت و گو: « به تمدن هاى كنار جاده ابريشم نگاه كنيد. به ارتباط آنها با هم . به اسلامى كه از اين جاده به شرق رفت.به ...» نمى گويد ، اما ته صدايش انگار دلش بخواهد نقطه پايان اين جاده ابريشم ، دوباره ايران باشد ...

منبع: روزنامه ايران ــ يكشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۴ــ Sun, Aug 21, 2005

ارسال شده در مورخه : شنبه، 26 فروردین، 1385

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد چهره های ماندگار


پربازدیدترین مطلب در زمینه چهره های ماندگار:
دکتر کاظم معتمد نژاد



 چاپ این مطلب چاپ این مطلب