Journalist.Ir - فارغ از علامه شدم؛ نه از تحصيل علم 
Home
برگ نخست

کتابخانه 

مقالات

تماس با ما
منو اصلی
 صفحه اصلی

 اخبار
 موضوعات
 آرشیو مطالب
 آرشیو ردیفی اخبار
 پیوند
 لینکستان
 ضمیمه ها
 مقالات
 مطالب آموزشی
 کتابخانه علوم ارتباطات
 ارسال مقاله
 بخش حقوقی
 چهره های ماندگار
 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 جستجو
 درباره ما
 تماس با ما


جستجو




10 مقاله اخیر سایت


درست نويسی



عناوین خبری OJR
· Just a moment...
DDoS protection by Cloudflare
Ray ID: 3c0d1b2a76c52774
" target="new">Just a moment...


ادامه متن ...


انجمن درمانگران ايران
·شلاق «طناب‌زنی» بر چربی‌های اضافه و دیابت!
·تولید گوجه‌فرنگی "ضدپیری"!
·لیزر موهای زائد
· ایجاد هوشیاری در بیماران نباتی
· اطلاعاتی لازم در باره کاشت یا پیوند طبیعی م
· دانستني‌هايي درباره هپاتيت
·درد مفصل فکی‌-گیجگاهی
· رستوران، تهدید یا فرصت؟
·صدساله‌های کره زمین
·سکته مغزی قابل‌پیشگیری است

ادامه متن ...


نظرسنجی
نظر شما نسبت به این سایت چیست؟

فوق العاده
خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 1151


منابع آزمون کارشناسی ارشد



لوگو Journalist.Ir

براي حمايت از سايت لوگوي سايت را در سايت خود قرار دهيد



آمار سایت
تعداد صفحات بازدید شده
2708633
بار از تاریخ اول تيرماه 1384


فارغ از علامه شدم؛ نه از تحصيل علم
مدیر سایت

بالاخره جلسه دفاع از پايان‌نامه من بعد از يك‌ماه‌و‌نيم از زماني كه آماده شد، ديروز برگزار و با درجه عالي دفاع شد. چكيده‌اي از پايان‌نامه را در ادامه ببينيد.



عنوان پايان‌نامه:

«بررسي نقـش آموزشِ دانشـگاهي در ارتقاي توانايي‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري در ايران»

بررسي ديدگاه‌هاي استادان و مدرسان دانشگاهيِ ارتباطات و سردبيران روزنامه‌هاي سراسري و خبرگزاري‌هاي رسمي

استاد راهنما: جناب آقاي دكتر مهدي محسنيان‌راد

* استاد مشاور: جناب آقاي دكتر محمدمهدي فرقاني

* پژوهشگر: عليرضا كتابدار

*****

   با وجود گذشت تقريبا 170 سال از آغاز فعاليت روزنامه‌نگاري در ايران و گذشت 65 سال از شروع آموزش روزنامه‌نگاري در ايران ـ هر چند منقطع ـ ، تحقيق جامعي درباره ميزان انطباق آموزش‌هاي دانشگاهي با نيازهاي بومي حرفه‌اي انجام نشده است. اين در حالي است كه برخي از مديران روزنامه‌ها، روزنامه‌نگاران حرفه‌اي و فارغ‌التحصيلان دانشگاهي اين رشته در مصاحبه‌ها و نوشته‌هاي خود عنوان مي‌كنند كه آموزش‌هاي دانشگاهي رشته روزنامه‌نگاري پاسخگوي نيازهاي حرفه‌اي نبوده است.

    به نظر مي‌رسد در ميان موانع چندگانه توسعه فعاليت روزنامه‌نگاري در ايران چهار عامل «عدم رشد روزنامه‌هاي آزاد»، «سلطه سياسي دولت بر مطبوعات»، «نبود امنيت شغلي در حرفه روزنامه‌نگاري» و «كمرنگ بودن نقش آموزش و عدم احساس نياز به آن در محيط‌هاي حرفه‌اي» جايگاه ويژه‌اي دارد.

   در مورد عامل چهارم، مي‌توان تصور كرد كه يك دانش‌آموخته رشته روزنامه‌نگاري در صورتي مي‌تواند پس از فارغ‌التحصيلي در محيط‌هاي كار موفق باشد كه در زمان تحصيل، با فضا و اصولي كه در محيط‌هاي حرفه‌اي رعايت مي‌شود، آشنا شود. لذا، مطابقت محتوا و دروسي كه در دانشگاه‌ها تدريس مي‌شود با نيازهاي محيط‌هاي حرفه‌اي و توانايي دانش‌آموختگان پس از فارغ‌التحصيلي براي فعاليت در محيط‌هاي حرفه‌اي اهميت فراواني دارد.

   در بيشتر برهه‌هاي تاريخ مطبوعات ايران، نقش کليديِ آموزش همه‌جانبه و مداوم روزنامه‌نگاران و سياستگذاران رسانه‌اي به فراموشي سپرده شده است. توجه به اين نكته مهم امري بود که قطعاً مي‌توانست به کاهش هزينه‌هاي حرفه‌اي مطبوعات منجر شود و در عين حال با منطقي کردن رفتارها و پرهيز از ايجاد کانوني به نام مطبوعات براي جدال‌هاي قدرت و سياست، اين ركن چهارم دموكراسي مي‌توانست با طول عمر و پايايي بيشتر به ايفاي وظيفه اطلاع‌رساني و روشنگري افکار عمومي بپردازد.

   نگاهي به پيشينه آموزش روزنامه‌نگاري در ايران گوياي اين واقعيت تلخ است كه در طول سالياني كه از عمر ساير وسايل ارتباط‌ جمعي در ايران مي‌گذرد، توجه نظام‌مندِ مستمري به ضرورت آموزش دانشگاهي روزنامه‌نگاري نشده است و هر گاه بارقه اميدي در اين عرصه ديده شده، رخدادهاي سياسي، رويدادهاي غيرمترقبه و يا عدم پيگيري لازم براي استمرار آن باعث شده است نهال نوپاي آموزش روزنامه‌نگاري نتواند به درخت تنومندي تبديل شود كه تندبادهاي زمانه آن را از پاي درنياورد.

   در اين تحقيق سعي شد با ارائه تاريخچه‌اي از پيشينه آموزش رشته روزنامه‌نگاري در جهان و ايران، از ميان نظريه‌هايي كه به نقش آموزش دانشگاهي در رشته روزنامه‌نگاري مي‌پردازد، به سه نظريه آموزش‌محور «مكتب آمريكايي»، نظريه تجربه‌محور «مكتب انگليسي» و نظريه آموزش‌ـ تجربه محور«مكتب فرانسوي» ـ اشاره شود.

   علاوه بر اين، ضرورت آموزش دانشگاهي و نقاط قوت و ضعف آن در ايران، ديدگاه‌هاي استادان، مدرسان ارتباطات و روزنامه‌نگاران برجسته و باسابقه كشور در مورد نقش «تجربه» و «علم»، ميزان آمادگي دانش‌آموختگان روزنامه‌نگاري براي كار در محيط‌هاي حرفه‌اي و ميزان همخواني بين محتواي آموزش روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌هاي ايران با نيازهاي بازار كار روزنامه‌نگاري بر اساس نظرات استادان و مدرسان ارتباطات و روزنامه‌نگاري در سطح دانشگاه‌ها و سردبيران روزنامه‌هاي سراسري و خبرگزاري‌هاي رسمي داراي مجوز بخش‌هاي اصلي پايان‌نامه حاضر را تشكيل داد.

نحوه نمونه‌گيري در اين پژوهش، بر اساس «نمونه‌گيري‌تصادفي با طبقه‌بندي» و روش مورد استفاده در اين پژوهش، روش پيمايشي از طريق پرسشنامه به صورت حضوري و يا از طريق پست‌الكترونيكي بود.

 جامعه آماري اين پژوهش شامل 100 استاد و مدرس ارتباطات و 85 نفر سردبير روزنامه سراسري و يا خبرگزاري رسمي داراي مجوز است. تعداد نمونه مورد بررسي در اين پژوهش نيز شامل 50 استاد و مدرس ارتباطات و 43 روزنامه‌نگار است. در بين استادان و مدرسان كه از اين پس به اختصار «مدرسان» مي‌گوييم، 76 درصد مرد و 24 درصد زن و در گروه روزنامه‌نگاران نيز 1/79 درصد مرد و 9/20 درصد زن هستند.

مدرسان شركت‌كننده در اين پژوهش 76 درصد گفته‌اند كه سابقه فعاليت در حرفه روزنامه‌نگاري داشته‌اند. 24 درصد از همين گروه گفته‌اند كه اكنون نيز در حرفه روزنامه‌نگاري مشغول به كار هستند.

نتايج بدست‌آمده از اين دو گروه نشان مي‌دهد كه مدرسان ارتباطات نظر مثبت‌تري در مورد نقش آموزش دانشگاهي در آماده كردن دانشجويان روزنامه‌نگاري براي ورود به شغل‌هاي مرتبط با حرفه روزنامه‌نگاري نسبت به روزنامه‌نگاران دارند؛ به طوري كه 58 درصد استادان نظر موافق و يا بسيار موافقي در اين مورد داشتند، در حالي كه اين درصد در گروه روزنامه‌نگاران 2/37 درصد است.

همچنين دو گروه با اين عبارت كه ميزان درس‌هاي عملي در رشته روزنامه‌نگاري نسبت به درس‌هاي نظري (تئوري) از تناسب منطقي و مناسبي برخوردار است، به طور مشترك «مخالف» هستند، اما روزنامه‌نگاران نسبت به مدرسان روزنامه‌نگاري با اين عبارت بيشتر«مخالف» هستند.

94 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 7/97 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه تجربه عملي براي استادان روزنامه‌نگاري براي تدريس در دانشگاه‌ها ضروري است، «موافق» و يا «بسيار موافق» هستند.

90 درصد استادان و مدرسان روزنامه‌نگاري و 6/97 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه استفاده از روزنامه‌نگاران برجسته و باسابقه براي تدريس درس‌هاي عملي رشته روزنامه‌نگاري مفيد خواهد بود، «موافق» و يا «بسيار موافق» هستند.

همچنين 80 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 4/88 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه ظرفيت‌ها و شيوه‌هاي سنتي آموزش روزنامه‌نگاري پاسخگوي نيازهاي امروز جامعه نيست، «موافق» و يا «بسيار موافق» هستند.

50 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 6/25 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه وضعيت آموزش دانشگاهي روزنامه‌نگاري قبل از انقلاب از وضعيت بهتري نسبت به بعد از انقلاب برخوردار بود، «موافق» و يا «بسيار موافق» هستند.

70 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 9/48 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه فارغ‌التحصيلان روزنامه‌نگاري نسبت به فارغ‌التحصيلان ساير رشته‌ها در زمان ورود به محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري، زودتر خود را با شرايط كار حرفه‌اي وفق مي‌دهند، «موافق» و يا «بسيار موافق» هستند. 9/34 درصد روزنامه‌نگاران در مورد اين عبارت نظر حدوسطي داشته‌اند.

همچنين بر اساس نتايج بدست آمده، روزنامه‌نگاران نسبت به مدرسان روزنامه‌نگاري عقيده كمتري دارند كه مديران و سردبيران مطبوعات، اعتماد و احترام بيشتري براي فارغ‌التحصيلان روزنامه‌نگاري نسبت به ساير افراد تحصيل‌كرده با مدارك غيرمرتبط با روزنامه‌نگاري قائل هستند.

70 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 4/67 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه بيشتر پست‌هاي تخصصي و مهم در محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري در اختيار كساني است كه داراي تحصيلاتِ دانشگاهي مرتبط با روزنامه‌نگاري هستند، «مخالف» و يا «بسيار مخالف» هستند.

38 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 8/69 درصد روزنامه‌نگاران نيز با اين موضوع كه ميزان درآمد فارغ‌التحصيلان روزنامه‌نگاري بيشتر از افرادي است كه داراي مدرك و شرايط مشابه ولي با تحصيلات غيرمرتبط با روزنامه‌نگاري هستند، «مخالف» و يا «بسيار مخالف» هستند.

74 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 5/53 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه سيستم ورود به دانشگاه از طريق كنكور سراسري شيوه مناسبي براي پذيرش دانشجويان در رشته روزنامه‌نگاري است، «مخالف» و يا «بسيار مخالف» هستند.

    76 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري و 8/62 درصد روزنامه‌نگاران با اين موضوع كه محتواي درس‌هاي روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌هاي ايران بايد بومي‌سازي و متناسب با شرايط كشور شود، «موافق» و يا «بسيار موافق» هستند.

   در حالي كه 60 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري با اين موضوع كه توانايي‌هاي حرفه‌ايِ روزنامه‌نگاري دارندگانِ مدرك كارشناسي‌ارشد و دكتراي ارتباطات نسبت به دارندگانِ مدركِ كارشناسي همين رشته بيشتر است، «موافق» و يا «بسيار موافق» هستند، اين نسبت در بين روزنامه‌نگاران تنها 9/34 درصد است.

در حالي كه 50 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري بر اين باورند كه اهميت تجربه حرفه‌اي در كار روزنامه‌نگاري بيشتر از آموزش دانشگاهي است، ولي اين ميزان در گروه روزنامه‌نگاران بيش از 30 درصد افزايش داشته و 4/81 درصد است. همچنين با وجود اينكه 58 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري بر اين باورند كه استعداد ذاتي و به اصطلاح شم خبري نقش مهم‌تري نسبت به آموزش دانشگاهي براي روزنامه‌نگارِ خوب شدن دارد ولي اين ميزان در گروه روزنامه‌نگاران بيش از 32 درصد افزايش داشته و 7/90 درصد است.

52 درصد مدرسان روزنامه‌نگاري نيز بر اين باورند كه فارغ‌التحصيلان روزنامه‌نگاري نسبت به فارغ‌التحصيلان ساير رشته‌ها، توانايي حرفه‌اي بيشتري در زمينه روزنامه‌نگاري الكترونيك دارند، ولي اين ميزان در گروه روزنامه‌نگاران2/44 درصد است.

بيشتر مدرسان روزنامه‌نگاري (52 درصد) معتقدند كه محتواي درس‌هاي روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌ها هر 5 تا 10 سال يك بار نياز به بازنگري دارد ولي بيشتر روزنامه‌نگاران  (8/55 درصد) بر اين باورند كه محتواي درس‌هاي روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌ها كمتر از هر 5 سال يك بار نياز به بازنگري دارد. بر اين اساس، روزنامه‌نگاران بيشتر از مدرسان روزنامه‌نگاري معتقد به ضرورت بازنگري سريع‌تر در محتواي درس‌هايِ دانشگاهي رشته روزنامه‌نگاري هستند.

از ديگر نتايج اين تحقيق مي‌توان به اين مطلب اشاره كرد كه روزنامه‌نگاران نسبت به مدرسانِ روزنامه‌نگاري، بازدهي آموزش دانشگاهي در رشته روزنامه‌نگاري را نسبت به تجربه عملي در مطبوعات پايين‌تر مي‌دانند.

بيشتر مدرسان روزنامه‌نگاري در اين پژوهش (22 درصد)،  هر يك سال آموزش دانشگاهي را معادل يك سال كار عملي و 16 درصد آنها معادل سه سال كار عملي عنوان كردند ولي 6/32 درصد روزنامه‌نگاران هر سال آموزش دانشگاهي را معادل «يك سال» و 3/16 درصد آنها يك سال آموزش دانشگاهي را تنها معادل 6 ماه كار عملي در مطبوعات دانسته‌اند.

همچنين مدرسان روزنامه‌نگاري نسبت به روزنامه‌نگاران به صورت نسبي اعتقاد بيشتري به نقش دوره‌هاي آموزشي كوتاه مدت در پر كردن خلاء آموزش دانشگاهي فراگير براي روزنامه‌نگاران دارند. ميانگين نقش دوره‌هاي آموزشي كوتاه مدت در پر كردن خلاء آموزش دانشگاهي فراگير از ديدگاه مدرسان روزنامه‌نگاري 10/55 و از ديدگاه روزنامه‌نگاران 22/46 است.

بر اساس نتايج بدست آمده مي‌توان گفت كه بيشترين اختلاف ميان مدرسان روزنامه‌نگاري و روزنامه‌نگاران، مربوط به نقش آموزش دانشگاهي در آماده كردن دانشجويان براي ورود به شغل‌هاي مرتبط با روزنامه‌نگاري، ميزان احترام مديران و سردبيران مطبوعات به فارغ‌التحصيلان روزنامه‌نگاري، ميزان درآمد فارغ‌التحصيلان روزنامه‌نگاري نسبت به ديگران، اهميت تجربه حرفه‌اي در كار روزنامه‌نگاري، نقش استعداد ذاتي و شم خبري نسبت به آموزش دانشگاهي و بازدهي آموزشِ دانشگاهي در رشته روزنامه‌نگاري نسبت به تجربه عملي در مطبوعات است.

مهمترين عوامل موثر ضعف آموزش روزنامه‌نگاري در ايران از ديدگاه مدرسان به ترتيب ناكارآمد بودن سيستم ورود دانشجويان به دانشگاه‌ها، فضاي حاكم بر مطبوعات ايران، كمبود تعداد استادان روزنامه‌نگاري، نبود امكانات كمك آموزشي براي انجام كارهاي عملي، بي‌انگيزگي و علاقه‌مند نبودن دانشجويان، مناسب نبودن محتواي درس‌هاي روزنامه‌نگاري، فقدان امكان كارآموزي در محيط‌هاي حرفه‌اي، تفاوت نحوه عمل محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري با محتواي آموزش‌هاي دانشگاهي و دانش محدود استادان روزنامه‌نگاري است.

   مهمترين عوامل موثر ضعف آموزش روزنامه‌نگاري در ايران از ديدگاه روزنامه‌نگاران فقدان امكان كارآموزي در محيط‌هاي حرفه‌اي، تفاوت نحوه عمل محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري با محتواي آموزش‌هاي دانشگاهي، نبود امكانات كمك آموزشي براي انجام كارهاي عملي، ناكارآمد بودن سيستم ورود دانشجويان به دانشگاه‌ها، دانش محدود استادان روزنامه‌نگاري، مناسب نبودن محتواي درس‌هاي روزنامه‌نگاري، فضاي حاكم بر مطبوعات ايران، كمبود تعداد استادان روزنامه‌نگاري و بي‌انگيزگي و علاقه‌مند نبودن دانشجويان است.

   بيشتر مدرسان روزنامه‌نگاري (38 درصد) ناكارآمد بودن سيستم ورود دانشجويان به دانشگاه‌ها و  بيشتر روزنامه‌نگاران (9/27 درصد) فقدان امكان كارآموزي در محيط‌هاي حرفه‌اي را به عنوان مهمترين عامل ضعف در آموزش روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌ها عنوان كرده‌اند.

   همچنين بيشتر روزنامه‌نگاران حاضر در اين تحقيق (8/41 درصد) معتقدند كه ميزان‌ «علاقـه‌مندي» فارغ‌التحصيلان ‌‌روزنامه‌نگاري به اين حرفه نسبتا بيشتر از ساير افراد تحريريه‌ است ولي اين گروه ديدگاه روشني در مورد اين عبارت كه ميزان «توانايي» حرفه‌اي فارغ‌التحصيلان روزنامه‌نگاري نسبتا بيشتر از ساير افراد تحريريه است، ندارند و در حالي كه 9/34 درصد «مخالف» اين عبارت هستند، 2/37 درصد نيز «موافق» اين موضوع هستند.

   نتايج بدست آمده از اين پژوهش بيانگر اين است كه 1/65 درصد روزنامه‌نگاران در نقش سردبير، اولويت را براي استخدام و بكارگيري نيرو بيشتر به افرادي مي‌دهند كه داراي تحصيلات مرتبط با روزنامه‌نگاري باشند.

 در اين پژوهش از مجموع پرسش‌هاي مطرح شده، به دنبال پاسخگويي به اين دو پرسش اصلي بوديم:

*آيا محتواي آموزش روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌هاي ايران با نيازهاي بازار كار روزنامه‌نگاري همخواني دارد؟

*آيا دانش‌آموختگان روزنامه‌نگاري نسبت به افراد ديگر در محيط‌هاي حرفه‌ايِ روزنامه‌نگاري موفق‌تر هستند؟

   فرضيه‌هاي مطرح شده را از طريق آزمون «ويلكاكسون» كه يكي از پرتوان‌ترين آزمون‌هاي ناپارامتري موجود با توجه به فرضيه‌هاي اين پژوهش است، با كمك نرم‌افزار spss  مورد آزمون قرار گرفت و نتايج زير بدست آمد:

1ـ از نظر استادان، محتواي آموزش روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌هاي ايران با نيازهاي بازار كار روزنامه‌نگاري همخواني دارد.

2ـ از نظر روزنامه‌نگاران، محتواي آموزش روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌ها با نيازهاي بازار كار روزنامه‌نگاري همخواني ندارد.

3ـ از نظر استادان، دانش‌آموختگان روزنامه‌نگاري نسبت به افراد ديگر در محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري موفق‌تر هستند.

4ـ از نظر روزنامه‌نگاران، دانش‌آموختگان روزنامه‌نگاري نسبت به افراد ديگر در محيط‌هاي حرفه‌اي موفق‌تر نيستند.

نتيجه‌گيري

  با وجود انتقادهاي فراوان به پايين بودن كيفيت عملكرد آموزشي آموزش عالي به‌ويژه در حوزه علوم انساني، بايد به اين نكته توجه داشت كه دانشگاه‌ها و به طور كلي ساختار آموزش عالي به عنوان حلقه واسطي بين آموزش متوسطه و بازار كار قرار دارد. اگر ما آموزش عالي را قسمتي از يك فراگرد به شمار آوريم، در اين صورت تنها در شرايطي مي‌توانيم تمام مشكلات را مربوط به دانشگاه‌ها بدانيم كه ساير عوامل و عناصر اين فراگرد از جمله ساختار آموزش متوسطه و بازار كار و محيط‌هاي حرفه‌اي، نقش خود را به نحو مناسب و مطلوبي در جامعه ايفا كنند.

فاصله ميان آموزش عمومي متوسطه و آموزش عالي بايستي با ديدگاه آموزش مستمر در طول زندگي به طور عميق مورد بررسي و تجديدنظر قرار گيرد. آموزش متوسطه نمي‌تواند خود را جزيره‌اي جدا و منفك از بدنه اصلي نظام آموزش رسمي تصور كند.

   هر چند نتايج بدست آمده از اين پژوهش حاكي از اختلاف‌نظر استادان و مدرسان روزنامه‌نگاري و روزنامه‌نگاران در مورد همخواني محتواي آموزش روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌هاي ايران با نيازهاي بازار كار روزنامه‌نگاري و موفق‌تر بودن دانش‌آموختگان روزنامه‌نگاري نسبت به افراد ديگر در محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري است، ولي بايد به اين نكته توجه كرد كه با توجه به روزنامه‌هايي كه اكنون داريم و آنچه به عنوان آموزشِ آكادميك در دانشگاه‌ها ارائه مي‌شود، چنين به نظر مي‌رسد كه شكاف عميقي بين اين دو محيط و فضا وجود ندارد؛ به بيان ديگر، آنچه در روزنامه‌هاي ما در جريان است، مصداق حرفه‌اي شدن نيست و آنچه در دانشگاه‌‌هاي ما آموزش داده مي‌شود، معطوف به روزنامه‌نگاري حرفه‌اي نيست. روزنامه‌نگاري حزبي حاكم در جامعه كنوني ايران به آموزش و كار روزنامه‌نگاري حرفه‌اي نياز ندارد و در چنين فضايي اگر روزنامه‌نگار بخواهد حرفه‌اي كار كند، مشكل پيدا مي‌كند.

   همچنين در بررسي شرايط و كيفيت نظام آموزش عالي در كشور بايد به موانع و محدوديت‌هاي آن نيز توجه كرد و با انصاف به نقد آن پرداخت. در دو دهه اخير، آموزش عالي در ايران با رشد سرسام‌آوري روبه‌رو بوده است؛ يعني تعداد دانشجويان نسبت به قبل از انقلاب حدود 10 برابر افزايش يافته، در حالي كه امكانات آموزشي متناسب با آن افزايش پيدا نكرده است. نتيجه طبيعي چنين رويكردي از يك سو و دخالت نهادهاي تصميم‌گيري متعدد در دانشگاه‌ها، كمبود بودجه و توليد انبوه فارغ‌التحصيل از سوي ديگر، كاهش چشمگير كيفيت فرايندها و خروجي‌هاي آموزش عالي در كشور را به دنبال داشته است.

   از مجموع اظهارنظرهاي استادان روزنامه‌نگاري مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه در مجموع، نظرهاي اين گروه نسبت به اصل آموزش دانشگاهي بسيار مثبت است و آنچه در مورد آن اختلاف‌نظر وجود دارد، كيفيت و نحوه اين آموزش و دانشجوياني است كه از اين آموزش‌ها بهره‌مند مي‌شوند.

   نظرهاي بسياري از استادان روزنامه‌نگاري در ايران متاثر از آراي دكتر كاظم معتمدنژاد، پدر علم ارتباطات ايران است. در تفكر استاد معتمدنژاد، آموزش‌مداري ارتباطات، نكته اساسي و مهمي است كه بر اساس آن، روزنامه‌نگاري بايد با آموزش پيش برود و نفس آموزش مي‌تواند پنجره‌‌هاي جديدي را باز كند.     

   تعطيلي دانشكده مستقل علوم ارتباطات اجتماعي در اوايل انقلاب، از ديدگاه بسياري از استادان روزنامه‌نگاري ضربه مهلكي بر نهال نوپاي آموزش ارتباطات به‌ويژه روزنامه‌نگاري در ايران بود و متاسفانه با وجود گشايش رسمي دوباره اين دانشكده در دي‌ماه 1383 هنوز از اين دانشكده، جز تابلويي كه در كنار دانشكده علوم‌ اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي وجود دارد، چيز ديگري به چشم نمي‌خورد.

   فراگير نبودن و عدم وجود رشته روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌هاي شهرستان‌هاي بزرگ كشور، سيستم ناكارآمد ورود دانشجويان از طريق كنكور به رشته روزنامه‌نگاري و فقدان امكانات مناسب براي انجام كارهاي عملي در محيط‌هاي دانشگاهي از جمله عوامل توسعه‌نيافتگي آموزش دانشگاهي رشته روزنامه‌نگاري محسوب مي‌شود.

   بيشتر روزنامه‌نگاران نيز بر اين باورند كه روزنامه‌نگاري بيشتر از آن‌كه يك علم باشد، يك هنر است و آموزش دانشگاهي تنها مي‌تواند نقش مكمل را براي كار حرفه‌اي ايفا كند. بيشتر آنها هر چند معتقدند كه روزنامه‌نگاري تلفيقي از علم و هنر است ولي در عمل، نقش ويژه‌اي براي تجربه قائل هستند و بيشتر آنها به شدت اعتقاد به آموزش توام با كار عملي دارند.

 مطالعات انجام شده كه در اين پژوهش به آنها اشاره شد و گفت‌وگوي منتشرشده بسياري از استادان روزنامه‌نگاري و روزنامه‌نگاران باسابقه، بيانگر اين واقعيت است كه برغم كوشش‌هاي قابل تقديري كه تاكنون براي توجه به امر آموزش انجام شده است، مشخصه سرگرداني و ابهام در آموزش، محدود بودن دامنه آموزش و «فرهنگ نشدن» آموزش در ميان روزنامه‌نگاران ما به وضوح قابل مشاهده است.

  ارتباط نداشتن آموزش‌هاي دانشگاهي رشته روزنامه‌نگاري با واقعيت‌هاي سياسي، اجتماعيِ جامعه ايران، فراهم نبودن امکانات کار عملي روزنامه‌نگاري در دانشکده‌ها و از همه مهم‌تر فقدان همکاري فعال و قوي بين مطبوعات و نظام آموزش دانشگاهي روزنامه‌نگاري را شايد بتوان از مهم‌ترين عواملي دانست كه باعث شكاف و گسست بين آموزش دانشگاهي روزنامه‌نگاري و محيط‌هاي حرفه‌اي اين رشته شده است.

   نفي كردن تحصيلات دانشگاهي براي ورود به حرفه‌هاي تخصصي از جمله روزنامه‌نگاري از سوي هر فرد و نهادي كه باشد، پاك كردن صورت مساله است. ضرورت آموزش دانشگاهي موضوعي است كه مورد اتفاق استادان و مدرسان روزنامه‌نگاري و اكثريت روزنامه‌نگاران است و تنها در مورد شيوه‌هاي پذيرش دانشجو، محتواي درس‌هاي ارائه شده، استادان تدريس كننده در دانشگاه‌ها و ... اختلاف نظر وجود دارد.

   همان‌طور كه در محتواي مصاحبه‌ها، مقالات استادان روزنامه‌نگاري و روزنامه‌نگاران باسابقه ايران ديده مي‌شود و بر اساس نتايج بدست آمده از اين پژوهش، درصد قابل‌توجهي از مدرسان و روزنامه‌نگاران اعتقاد به آموزش همراه با كار عملي و «تجربه‌آموزي» ـ نظريه فرانسويِ آموزش و تجربه محور ـ دارند.

   در مجموع با توجه به نظرهاي مختلف ارايه شده، براي اصلاح نارسايي‌هاي و مشكلات نظام آموزش عالي كشور، بايد دانشگاه‌ها را به عنوان يك عنصر ـ البته عنصري بسيار مهم ـ در فراگرد توسعه جامعه محسوب كرد و آن را نه عاملِ تمام مشكلات و نه راه‌حلِ تمام معضلات دانست.

 اين پژوهش با محدوديت‌هايي مواجه بود كه از جمله مي‌توان به كم بودن مباني نظري و ادبيات لازم براي اين پژوهش به زبان فارسي، همكاري نكردن اعضاي هيات علمي گروه ارتباطات دانشگاه تهران و تعدادي از روزنامه‌نگاران و مشكل بودن تهيه ليستي از اعضاي جامعه آماري اشاره كرد.

  با توجه به نتايج بدست آمده و بر اساس مجموع نظرهاي مطرح شده در اين تحقيق، پيشنهادهاي زير براي ارتقاي سطح آموزش دانشگاهي در رشته روزنامه‌نگاري ارائه مي‌شود:

1ـ تغيير سيستم ورود دانشجويان به دانشگاه‌ها

2ـ اطلاع‌رساني دقيق در مورد رشته‌هاي دانشگاهي و آينده شغلي آنها به داوطلبان كنكور

3ـ تعامل نزديك تر ميان استادان دانشگاه‌ها و روزنامه‌نگاران

4ـ بازديدهاي متعدد و متنوع از محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري

5ـ اختصاص امكانات كمك آموزشي براي انجام كارهاي عملي در دانشگاه‌ها

6ـ انتشار نشريه روزنامه‌نگاري در دانشگاه‌ها و مراكز آموزشي

  هماهنگي ميان محتواي آموزش‌هاي دانشگاهي با محيط‌هاي حرفه‌اي روزنامه‌نگاري

8ـ افزايش درس‌هاي عملي روزنامه‌نگاري

9ـ به روز كردن محتواي درس‌هاي روزنامه‌نگاري

10ـ افزايش كتاب‌ها و متن‌هاي تخصصي آموزشي روزنامه‌نگاري

11ـ امكان كارآموزي دانشجويان در محيط‌هاي حرفه‌اي

12ـ مستقل شدن رشته روزنامه‌نگاري در ايران

13ـ استقلال دانشكده‌هاي روزنامه‌نگاري

14ـ افزايش دانشكده هاي روزنامه‌نگاري

15ـ ايجاد انگيزه در دانش‌آموختگان روزنامه‌نگاري

16ـ برگزاري دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت

17ـ دعوت از استادان روزنامه‌نگاري برجسته دنيا

18ـ افزايش اعضاي هيات علمي روزنامه‌نگاري دانشگاه‌ها با داشتن تجربه روزنامه‌نگاري

19ـ بومي‌سازي محتواي درس‌هاي روزنامه‌نگاري با توجه به شرايط كشور

20ـ افزايش نهادها و انجمن‌هاي علمي مانند انجمن‌هاي تخصصي فارغ‌التحصيلان

                                                        به اميد فردايي بهتر براي علم ارتباطات در ايران

                                                  فردايي كه معيار شايستگي افراد تنها علم آنها باشد!

 

ارسال شده در مورخه : سه شنبه، 17 مهر، 1386

 
پیوندهای مرتبط
· مطالب بیشتر در مورد مدیر سایت


پربازدیدترین مطلب در زمینه مدیر سایت:
نامه‌اي به خدا؛ رونوشت به كيا



 چاپ این مطلب چاپ این مطلب