Journalist.Ir - Content 
Home
برگ نخست

کتابخانه 

مقالات

تماس با ما
منو اصلی
 صفحه اصلی

 اخبار
 موضوعات
 آرشیو مطالب
 آرشیو ردیفی اخبار
 پیوند
 لینکستان
 ضمیمه ها
 مقالات
 مطالب آموزشی
 کتابخانه علوم ارتباطات
 ارسال مقاله
 بخش حقوقی
 چهره های ماندگار
 اطلاعات
 معرفی به دوستان
 جستجو
 درباره ما
 تماس با ما


جستجو




10 مقاله اخیر سایت


درست نويسی



عناوین خبری OJR
· Just a moment...
DDoS protection by Cloudflare
Ray ID: 3c0d1f8df0846457
" target="new">Just a moment...


ادامه متن ...


انجمن درمانگران ايران
·شلاق «طناب‌زنی» بر چربی‌های اضافه و دیابت!
·تولید گوجه‌فرنگی "ضدپیری"!
·لیزر موهای زائد
· ایجاد هوشیاری در بیماران نباتی
· اطلاعاتی لازم در باره کاشت یا پیوند طبیعی م
· دانستني‌هايي درباره هپاتيت
·درد مفصل فکی‌-گیجگاهی
· رستوران، تهدید یا فرصت؟
·صدساله‌های کره زمین
·سکته مغزی قابل‌پیشگیری است

ادامه متن ...


نظرسنجی
نظر شما نسبت به این سایت چیست؟

فوق العاده
خوب
متوسط
بد



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 1151


منابع آزمون کارشناسی ارشد



لوگو Journalist.Ir

براي حمايت از سايت لوگوي سايت را در سايت خود قرار دهيد



آمار سایت
تعداد صفحات بازدید شده
2708672
بار از تاریخ اول تيرماه 1384


مقایسه کاربرد فنون جنگ رسانه‌ای در
محقق:خالد لویمی




تاریخ ارائه:پائیز1385

چکیده پایان‌نامه کارشناسی ارشدارتباطات

 

طرح مسأله :

 

تبليغات از اواخر جنگ جهاني اول، بصورت حربه اي روانشناسانه در خدمت استعمارگران درآمد. هدف اساسي اين تبليغات، استعمار فكري كشورهاي ستمديده جهان به منظور استثمار اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنان بود و براي اين منظور، افكار عمومي كشورهاي خود را براي توجيه اين سياست فريب داده و به بيراهه مي كشاندند؛ اين امر در طي جنگ جهاني دوم از چنان اهميتي برخوردار شد كه طرفين درگيري براي بكارگيري اين حربه ها به رقابت با يكديگر پرداختند (شيرازي ، 1376، ص 11). از جنگهاي عالمگير قرن بيستم تاكنون، اجراي هر گونه سياست نظامي ، سياسي و حتي اقتصادي، مسلتزم يكسري زمينه سازيهايي شده است كه از طريق كاربرد فنون تبليغاتي حاصل مي آيد و بالطبع ابزار اجرايي شدن اين فنون تبليغاتي، رسانه ها مي باشند بعبارتي امروزه قبل از آغاز هر جنگي در ابعاد فيزيكي، جنگي رسانه اي، زمينه هاي لازم را در جبهه خودي و همچنين جبهه دشمن فراهم مي آورد.

جنگ رسانه اي كه بدليل ماهيت نرم افزاري  و هدف گذاري بر اذهان مخاطبان، از سوي پژوهشگران متعدد، تحت عناوين مختلفي مانند جنگ رواني، پروپا گاندا، جنگ مجازي، جنگ اعصاب و ... مورد توجه قرار گرفته است در دهه هاي اخير به عامل تعيين كننده در اجرايي شدن سياستگذاريهاي كلان ايالات متحده آمريكا براي سلطه بر منابع اقتصادي و گسترش دامنه نفوذ خود، تبديل شده است. در فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، حمله به افغانستان و اشغال عراق تحت عناوين مبارزه با تروريسم ،خطر جنگ ابزارهاي كشتار جمعي و گسترش آزادي و حقوق بشر، اين

زمينه سازيهاي رسانه اي بود که نقش محوری را ایفاءكرد. رسانه ها با بكارگيري تكنيك هاي اقناعي مختلف مانند برچسب زدن، كلي گويي، توسل به ترس، اهريمن سازي از دشمن و استناد، مخاطبان را در جهت اهداف سياستگذاري شده دولت متبوع خود، تحت تأثير قرار مي دهند. امروزه در نزاع هاي بين المللي ، جنگ رسانه اي در دو بعد داخلي و بين المللي زمينه هاي رواني را براي غلبه بر دشمن فراهم مي آورد و بعبارتي ، رسانه هابه جزيي غير قابل اهمال در نزاع ها تبدیل شده اند.

 عمده ترين و تأثيرگذارترين ابزار در جنگ هاي رسانه اي، شبكه هاي ماهواره اي مي باشند. ماهواره با قابليت انتقال حجم انبوه اطلاعات و حوزه انتشار وسيع پيام، از ويژگي منحصر به فردي برخوردار مي باشند. فهم نحوه بكارگيري اين ابزار تبليغي بوسيله كشورهاي برخوردار و امكان استفاده از شبكه هاي ماهواره اي و فنون تبليغي در جهت خنثي سازي ترفندهاي دشمنان از اهميت فراواني برخوردار است بويژه آنكه منطقه خاورميانه به يكي از پر چالش ترين مناطق جهان تبديل شده است و قدرتهاي بزرگ جهاني بر حضور نظامي، سياسي و رسانه اي خود در اين منطقه بشدت افزوده اند؛ منابع سرشار نفت، منازعه فلسطين و قدرت ايدئولوژيكي ايران ، منطقه خاورميانه را به منطقه اي استراتژيك تبديل كرده است و از جانبي ديگر مي توان اين منطقه را محل برخورد و تضاد سياستهاي استراتژيك دو كشور ايران و امريكا معرفي كرد.

بر اين اساس در اين تحقيق ، كاربرد فنون جنگ رسانه اي در دو شبكه ماهواره اي خبري " العالم" و " الحره " مورد مطالعه و مقايسه قرار مي گيرد. انتخاب اين دو شبكه بدليل تقارن زماني آغاز فعاليت ( در آستانة اشغال عراق)، حوزه انتشار پيام يكسان و مخاطب مشترك (جهان عرب و خاورميانه ) مي باشد. محقق در اين تحقيق با در نظر گرفتن متغيرهاي متعددي مانند برچسب زني، اهريمن سازي، كلي گويي، گواهي، توسل به ترس، منابع استناد خبري، نحوه بزرگنمايي خبر، تضاد مورد توجه در خبر و .... به مطالعه و مقايسه كاربرد فنون جنگ رسانه اي در اين دو شبكه پرداخته است تا نقش و اهميت مؤلفه هاي رواني و رسانه اي در اجرايي شدن سياستهاي كلان مورد بررسي بيشتري قرار گيرد.

سئوال تحقيق :

در اين تحقيق ، پژوهشگر در پي پاسخگويي به اين سؤال اساسي است كه در  زمينه كاربرد فنون جنگ رسانه اي، چه تفارني ميان دو شبكه "العالم" ايران و "الحره" آمريكا وجود دارد؟

بي شك فلسفه اجراي هر تحقيقي، مبتني بر اهدافي است كه پژوهشگر به آنها توجه كرده است و بالطبع اين اهداف با تحليل وضعيت فعلي پديده مورد مطالعه و تلاش در بهبود و حصول مطلوب  مي باشد. در اين تحقيق نيز بحث جنگ رسانه اي مورد كاوش و بررسي قرار گرفته است و محقق، اين پژوهش را با هدف مقايسه كاربرد فنون جنگ رسانه اي در دو شبكه خبري  الحره و  العالم انجام داده است تا بر اساس نتايج بدست آمده، به سياستگذاران رسانه هاي خبري كشور ياري رساند و نقاط ضعف و نقاط مثبت و وضعيت رسانه اي فعلي را مورد كاوش قرار دهد. با توجه به اهميت جنگ هاي رسانه اي در دنياي كنوني و با توجه به اينكه دو شبكه  الحره و  العالم به نحوي رقيب يكديگر در جهان عرب و منطقه خاورميانه مي باشند، مقايسه كاربرد فنون جنگ رسانه اي در اين دو شبكه، ما را در بكارگيري فنون متناسبتر در حوزه تبليغات رسانه اي در منطقه خاورميانه رهنمون مي سازد.

محقق متناسب با موضوع تحقیق ،با شناسایی متغیرهای عمده تاثیر گذار در حوزه جنگ های رسانه ای،در پی دستیابی به اهداف مشخص ومعینی می باشد .در این پژوهش،محقق در ÷ی مقایسه وکشف تفاوتهای دو شبکه در زمینه بکارگیری تکنیکهایی مانند "برچسب زنی"، "توسل به ترس" ،"اهریمن سازی"، "کلی گویی" و "استناد" میباشد؛ همچنین محقق اهداف دیگری مانند بررسی جهت گیری خبری، نوع تضاد های مورد تاکید درتنظیم اخبار دو شبکه، نحوه پخش خبر،چگونگی اولویت گذاری اخبار پرونده هسته ای ایران، کیفیت ارائه خبر، محتوی خبر، ارزشهای خبری، منابع، منطقه و زمان خبر را در دو شبکه مورد توجه قرار داده است.

 روش تحقيق

در اين تحقيق، محقق از روش تحليل محتوا بهره مي گيرد. با توجه به اينكه اين روش جهت بررسي محتواي آشكار وسائل ارتباطي مناسب مي باشد، پژوهشگر، بخش هاي خبري شامگاهي (مشروح) دو شبكه خبري الحره و العالم را با استفاده از روش مورد تحليل و بررسي قرار داده است.-جامعه اماری

در اين تحقيق كليه بخش هاي خبري شامگاهي (مشروح) دو شبكه خبري العالم و الحره در بهمن 1384 بعنوان جامعه آماري در نظر گرفته شده است و كليه جامعه آماري بدون نمونه گيري مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است.

چارچوب نظري  تحقيق

اقناع

 

يكي از وجوه جالب تغيير نگرش كه در حوزه روانشناسي اجتماعي مطرح مي باشد، از آن تحت عنوان " اقناع" و يا " متقاعدسازي"1 ياد مي شود. در فرايند تبليغات، هدف از متقاعد سازي، ايجاد يا تغيير عواطف و احساساتي است كه ممكن است بر فتار ديني، سياسي، اقتصادي و.... افراد تاثيرگذار باشد. اين امر بصورت تلاش هدفمند و آگاهانه  به منظور تأثيرگذاري بر نگرش ديگران از طريق ارتباط انجام مي پذيرد (دادگران،1380،ص 189).

مطالعه پيرامون ارتباطات متقاعد گرانه به تاريخچه اي بيش از دو هزار سال اشاره دارد كه البته اغلب بر ارتباطات كلامي تاكيد دارد. مجادلات كلامي سوفسطائيان را مي توان نمونه بارزي از ارتباطات متقاعدگرانه به شمار آورد؛ سوفسطائيان در سخنوري و مجادله مهارت داشتندو با استفاده از مغالطات كلامي مي كوشيدند تا استدلالها راچنان ترتيب دهند كه به اثبات مطلوب منتهي شود (حكيم آراء، 1379، ص 78). ارسطو اولين كسي بود كه تئوري جامعي براي فرايند " اقناع" وضع كرد. در تئوري ارسطو سه جنبه براي اقناع در نظر گرفته شده بود. منبع2،پيام3  و احساس مخاطبان4 .به اعتقاد ارسطو، خطيب بايد خود را شخصي قابل اعتماد نشان دهد همچنين خطابه نويسان، بايد در تدوين پيام اقناع كننده، ادله اي بكار ببرند كه حاكي از منطق و استدلال باشد و براي بيان نكات، از مثالهاي زنده تاريخي و فرضي استفاده كنند (توجه به استناد)، همچنين خطيب بايد به اعتقادات گذشته مخاطبان و احساسات آنها توجه داشته باشد (پراتكانيس، 1379، ص29). همچنين "سيسرو" حقوقدان رومي كه با آموخته هاي ارسطو در زمينه اقناع موافق بود ويژگي هاي خاصي را براي خطيب بر مي شمارد وي به سه ويژگي اعتبار خطيب ، ارائه پيام با استدلالهاي مختلف و تأكيد بر احساسات ، تأكيد دارد (پراتكانيس، 1379، ص 29) .

 مطالعات نوين در حوزه  اقناع به بحث اعتبار خطيب در چارچوب سه ويژگي تخصص، جايگاه و وثوق منبع توجه دارد  همچنين ويژگي ارائه پيام با استدلالهاي مختلف در قالب اهميت ارائه پيام هاي دو جانبه (مطرح كردن جنبه هاي مثبت و منفي موضوع) مورد توجه قرار گرفته است.

لاسول (1936)، تبليغات را فن اثر گذاري بر عمل انساني از راه دستكاري نمودها مي داند به اعتقاد لاسول اين نمودها مي توانند به شكل گفتاري، نوشتاري، تصويري و حتي موسيقيايي در ايند.اين تعريف تمام آنچه را كه تحت عنوان " اقناع" مورد اشاره است را در بر مي گيرد و در واقع در نظر لاسول، آگهي و معرفت سازي در حوزه تبليغات قرار مي گيرند (سورين، تانكارد،1381، ص 148).

مري اسميت (1989) اعتقاد دارد كه  اقناع زماني رخ مي دهد كه افراد معني هايي كه در فضاي خاص به پيام ها نسبت مي دهند را دروني كنند. گاهاً به اين رويكرد، "داد و ستد" در حوزه اقناع گفته مي شود رويكردي كه بر انتخاب دريافت كننده تاكيد دارد يكي از مواردي كه در آن نقش فعال دريافت كننده را مشاهده مي كنيم هنگامي است كه استدلال مخالف رخ مي دهد اين استدلال مخالف، از جانب دريافت كننده و در مخالفت با پيام، ارائه مي شود. فرستنده پيام سعي  مي كند با ارائه استدلالهاي مخالف در كنار استدلالهاي موافق مربوط به موضوع، بر اقناع مناسب مخاطب اثر بگذارد (Smith,1989). به اقناع از زاويه مكتب روانكاوي نيز نگريسته شده است. دنيس پاكارد (1957) در كتاب "اقناع كنندگان پنهان" بحث اقناع را مورد توجه قرار داده است. به اعتقاد پاكارد، زماني كه معناي ناخودآگاه اشياء معلوم شد، مبلغ مي تواند يك طرح تبليغاتي موفق را پايه ريزي كند كه بر پنهان ترين انگيزه هاي افراد اثر بگذارد (Packard,1957). به مقوله اقناع از زاويه تئوري يادگيري نيز نگريسته شده است. اين رويكرد حدود يك قرن است كه مورد

توجه اقناع كنندگان و بويژه مبلغان سياسي قرار گرفته است. بر اساس تئوري يادگيري، پيام اقناعي هنگامي اقناع كننده است كه توسط گيرنده آموخته و پذيرفته شود. تبليغ بايد در معرض ديد قرار گيرد، درك شود، آموخته شود وبه ياد بماند و در نهايت به عمل منتهي شود (پراتكانيس، 1379، ص 33). كارل هاولند و همكارانش (1949) فرايند اقناع را براساس تئوري يادگيري تابع چهار مرحله مؤثر دانسته اند ؛ بر اساس پژوهشهاي اين محققان، پيام هنگامي اقناع كننده است كه در هر يك از مراحل رواني زير به گيرنده پيام پاداش دهد:

1ـ پيام بايد توجه گيرنده را جلب كند، پيامي كه ناديده گرفته شود توان اقناع ندارد.

2ـ ادله پيام فهم و درك شود ؛ ما جهت اقناع ساده ترين امور تا پيچيده ترين آنها، نيازمند ارائه دلايل موجه و قابل درك هستيم.

3ـ گيرنده پيام بايد استدلالهاي پيام را بياموزد. اقناع كنندگان سعي مي كنند با ارائه استدلالهاي مؤيد هدف، زمينه تأثيرگذاري و اقناع مناسبتر مخاطب را فراهم آورند.

4ـ افراد هنگامي قانع مي شوند و با اعتقاد اقدام به عمل مي كنند كه انگيزه اي براي عمل داشته باشند (Hovland, 1949).

پال مساري1، سه ويژگي را در بررسي فرايند متقاعد سازي ديداري ارتباطات تصويري، مورد توجه قرار مي دهد وي به سه ويژگي نشانه هاي شمايلي، نمايه اي و عدم تعيين تركيبي اشاره دارد كه در بردارندة ظرفيت ها و خصوصيات معيني مي باشند كه به هنگام بحث در زمينه متقاعد سازي تصويري مورد توجه قرار مي گيرند (حكيم آراء، 1379، ص 91). در زمينه نشانه هاي شمايلي اين بحث مطرح است كه هر جلوه ديداري، از حالات چهره گرفته تا ظهور تمام عيار افراد و اماكن، مجموعه اي از همخواني هاي عاطفي هستند كه با مشاهده آن، اين هيجانات تداعي مي شوند. به عبارتي تصوير مي تواند واقعيت يا جنبه هايي از آن را بازآفريني كند بدين مفهوم كه بخشي از پاسخ هاي هيجاني قابل پيش بيني را، فراخواني مي كند اين فرايند از تجارب فردي، زمينه هاي فرهنگي و عوامل زيست شناختي اثر مي پذيرد. يافته ها نشان داده است كه ميان حس بينايي و برانگيختگي هيجاني حاصل شده، ارتباط مؤثري برقرار است؛ به عبارتي تبليغ كنندگان مي توانند

پاسخ هاي شديدي را در ما بر انگيزند، پاسخ هايي كه دستيابي به آنها جز از طريق تصوير، ميسر نمي باشد (حكيم آراء، 1379). اين ويژگي بر نقش احساسات و هيجانات در فرايند متقاعدسازي تصويري تأكيد دارد در واقع نشانه هاي شمايلي، امكان دستيابي به پاسخهاي هيجاني را براي مبلغين فراهم مي آورندو از اين طريق است كه مبلغ مي تواند واكنش هاي مورد انتظار خود را در مخاطبان ايجاد نمايد. ويژگي ديگري كه در فرايند متقاعدسازي ديداري مورد توجه قرار گرفته است، " نشانه هاي نمايه اي" مي باشد. تمام تصاويري كه در نتيجه مجموعه اي از خطوط و طرح ها تشكيل مي شوند، علاوه بر نشانه هاي شمايلي، داراي نشانه هاي نمايه اي نيز هستند هر جا كه فيلم يا عكس بتواند به عنوان شاهد و مدرك قابل استناد مطرح باشد و يا به منظور اثبات مدعاي مضمون تبليغ ،مورد استفاده قرار گيرد نشان از نقش نشانه هاي نمايه اي در فرايند متقاعدسازي ديداري دارد .استفاده از افراد معروف، معتبر و متخصص در ارائه پيام هاي تبليغي كه به عنوان تأييدي بر مدعا بكار مي رود، نقش مهمي در فرايند متقاعد سازي ايفاء مي كند. (حكيم آراء، 1379، ص 94). در واقع نشانه هاي نمايه اي، اهميت بحث استناد را در ارائه پيام مورد تأكيد قرار مي دهند. ويژگي ديگري كه از ديدگاه پال مساري، در فرايند متقاعدسازي تصويري شايان توجه است، " تعيين ناپذيري تركيبي" مي باشد. در مقايسه با زبان كلامي، تصوير  داراي  ظرفيتهاي بارزي مي باشد كه با توسل به آن، مي توان انواع روابط علّي، تمثيل و هر گونه رابطه ميان دو يا چند موضوع را بيان كرد. همين امر موجب گرديده است براي هدفهايي مانند القاي مفاهيم، ترغيب و متقاعد سازي، بگونه اي غير مستقيم و ناهشيارانه از تصوير بهره گرفته مي شود (حكيم آراء، 1379، ص 95).

انگاره سازی

جهان وارد مرحله اي شده است كه در آن انگاره سازي و برجسته سازي حرف اول را مي زند. وسايل ارتباط جمعي جهانی، امروزه ، جهاني ذهني و غير واقعي را به دنيا مخابره مي كنند در واقع نقش نوين خبرگزاريها در چارچوپ انگاره سازيها و برجسته سازيها معنا پيدا مي كند (مولانا ، 1371، ص 47). جنگ خليج فارس، پيروزي تصوير بر واقعيت و منطق را به نمايش گذاشت؛ در اين جنگ فناوري هاي نوين ارتباطي اين امكان را فراهم آورد تا واژه ها و تصاوير خاص در زمان مناسب ، براي صدها ميليون نفر در سراسر جهان مخابره شوداين تصاوير آن چنان بينندگان را مسحور خود كرد كه گويا افراد، خود شاهد نبرد مي باشند. با وجود اين، آنطور كه مطالعات بيشتر كشورها نشان مي دهد، اين جنگ نبود كه ما شاهد آن بوديم بلكه انگاره هايي بود كه به اين منظور، برنامه ريزي شده بود تا حس پيروزي را القاء كنند (مولانا ، 1375، ص 13). در اين جنگ رسانه هاي غربي با كاربرد سانسور ، به انگاره سازي پرداختند. اين رسانه ها در طول جنگ به نحوي عمل كردند كه گويي مردم شاهد يك بازي كامپيوتري مي باشند؛ آمريكايي هاي شكست ناپذير، بي آنكه حتي يك سرباز تلفات دهند، مراكز مهم عراق را نابود مي كردند در حالي كه حتي يك غيرنظامي عراقي هم آسيب نمي ديد و اين همه صرفاً به سبب كاركردهاي ارتباطي و اطلاعاتي محافل غربي ميسر شد (شكرخواه، 1377، ص57).

 بر اساس گزارش " دالگران" در زمينه ارسال تصاوير خبري خبرگزاريهاي عمده جهان، بي نظمي و نابساماني در جهان سوم همواره ابدي جلوه داده مي شود، اين وضعيت، پر هياهو و غير منطقي نمايانده مي شود در حالي كه غرب در اين گزارش ها، طرفدار منطق و حقوق بشر نمايان مي شود (مولانا ، 1371، ص 47).

در مباحث مربوط به انگاره سازي ها با اين سئوالات مواجهيم كه : چه چيزي باعث تغيير مي شود؟ رسانه ها چه نقشي در تغييرات ايفا مي كنند؟ انگاره سازي رسانه اي همان چيزي است كه ما را به درك كيفيت تاثير گذاري رسانه ها بر مخاطبان و نگرش ها و ادراك آنها از رويدادها، رهنمون مي سازد.

 بعضي محققان دو مفهوم اساسي را در انگاره سازي مورد توجه قرار داده اند.

1ـ مفهوم گزينش گري : رسانه ها ،همواره مشغول تأكيد گذاري بر يك پديده و يا تأكيد زدايي از آن مي باشند. امروزه اين نقش رسانه ها، كاملاً واضح است " هارولد دتيز" از صفت جهت گيري  استفاده كرده است و مي گويد هر رسانه اي به خودي خود جهت گيري دارد همچنين "نيل پستمن" براي توصيف اين وضعيت رسانهها بيان مي دارد كه رسانه ها، ساختارهاي واقعي را در زمان انتقال، ارزشگذاري مي كنند و با اين كار پديده اي مهم تر و پديده ديگري، نازل تر نشان داده مي شود (شكرخواه، 1383،ص 183).

 به اعتقاد ناظران، شكست " ماركوس" در انتخابات سال 1986مانيل ناشي از تبليغات و جنگ رواني فراگير رسانه هاي آمريكا بود. در آغاز ريگان از ماركوس حمايت مي كرد اما با ادامه پوشش فراگير تلويزيوني آمريكا، مخاطبان، تظاهر كنندگان تر و تميز طبقه متوسط را مي ديدند كه به شيوه اي صلح آميز با آدمكشان ماركوس درافتادند بر اثر این تبليغات، موضع ريگان، رفته رفته تغيير يافت، چون به تعبير منتقد تلويزيوني واشنگتن پست، برازنده نبود كسي با اين مرد كوتاه قد كثيف كه تصويرش روي صفحه تلويزيون نمايش داده

مي شود متحد شود و اين همان انگاره سازي رسانه اي مي باشد (تافلر ، 1373، ص 525).

2ـ مفهوم تغيير شكل : مفهوم ديگري كه از جانب محققان در زمينه انگاره سازي رسانه اي مورد توجه قرار گرفته است، مفهوم تغيير شكل مي باشد. بر اساس اين مفهوم ، برخي از مخاطبان فكر مي كنند كه كنترل رسانه را در اختيار دارند در واقع در بحث تغيير شكل، وسيله براي مخاطبان ، تبديل به هدف مي شود (شكر خواه، 1382، ص 184).

" مايل بارنتي" از كارشناسان برجسته رسانه ها، مفاهيم دخيل در بحث انگاره سازي را از زاويه ديگري مورد توجه قرار مي دهد :

1ـ تكنيك برچسب زدن : يكي از راههاي برخورد رواني رسانه ها با موضوعات و شخصيتها، برچسب زني مي باشد كه از اين طريق يك حوزه معنايي منفي و  مثبت ايجاد مي كنند. صفاتي مانند : تروريسم اسلامي ، چريك هاي چپ گرا، دموكرات و.... نمونه هايي از اين برچسب ها مي باشند.

2ـ انتقال و محاوره صوري : اغلب مخاطبان ، اين را پذيرفته اند كه رسانه ها فقط عيني گرايي مي كنند و به بازتاب رويدادها مي پردازند در حالي كه واقعيت امر آن است كه بنام خبر، نظر مي فروشند. به اعتقاد " پارنتي" ، افسانه عيني گرايي را نبايد زياد جدي گرفت.

3ـ توازن دروغين : رسانه ها اصرار دارند كه متوازن نشان ميدهند، حال آنكه توازن معنايي وجود ندارد و اكثر توازن ها، صوري است.

4ـ چرايي: در پوشش رسانه اي از نوع انگاره سازانه، علل و چرايي رويدادها ارائه

نمي شود و مخاطبان هيچگاه در نمي يابند كه چرا اين رويدادها اتفاق افتاده است چرا كه تلاش مي شود تا به علت واقعي پديده پي برده نشود.

5ـ حذف حقايق : يكي از رايج ترين كارهايي كه رسانه ها در ساز و كارهاي انگاره سازانه انجام مي دهند، سركوب افكار از طريق حذف حقايق است؛ گاه در هنگام حكايت رويداد بخشي از آن را حذف مي كنند و گاه كل آن را مورد بي توجهي قرار مي دهند

بعنوان مثال : خبر سرنگوني سوكارنو توسط ارتش دست آموز امريكا، سه ماه بعد، در نيويورك تايمز ذكر مي شود.( شكر خواه ، 1382، ص 185).

ادامه دارد

 









© کپی رایت توسط Journalist.Ir کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 1386/5/16 (4194 مشاهده)

[ بازگشت ]